اراداراد، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

یکی یه دونه مامان وبابا

2 روزتا بوسیدنت

سلام عشق مامان اگه بدونی مامان وباباچقدرذوق وشوق دارن اخه 2روزدیگه میایی تو بغلم عزیزم کاشکی این 2روزم هرچی زودترتموم بشه یه حس وحال عجیبیه توخونمون  همه منتطرتو ووروجک هستیم عاشقتن مامان وبابا ...
14 خرداد 1392

یه سری عکس

سلام عشق مامان  بالاخره تاریخ 16خردادواسه اومدن قدمهای کوچولوت قطعی شد دل تو دل من وبابایی نیست میدونم دنیا که بیایی دلم واسه همه این شیطنونی هات تنگ میشهولی اون موقع دیگه توبغل مامانی اینم یه سری دیگه از وسایلت راستی مامان این کیسه خواب مال نوزادی مامان ارزوت هستشااااااا مادرجون نگهش داشته بوددادبه خودم من واسه تو میخوام استفادش کنم اینم عکسش   اینم لوازم بهداشتی       اینم ماشینات ...
7 خرداد 1392

لباسای قندعسلم

واااااااای که مامان چقدتواین لباساماه میشی الهی دورت بگردم ارادمامان دیگه طاقت ندارم دوست دارم زودتر بیایی بغلمممم اینم لباسات               ...
4 خرداد 1392

کفشای گل پسرم

بازم سلام گل پسرم  مامان میخوام امروز یه سری دیگه عکس بذارمممم وااااااای که چقدرمن وبابایی منتطرقدمای کوچولوت هستیم اگه خدابخواد تا اومدنت 12روزمونده دلم میخوادزودترتو اغوشم بگیرمت ونوازشت کنم اینم کفشای ارادجونم       ...
4 خرداد 1392

کالسکه ارادجونم

سلام نفس مامان مامان خیلی تنبل شدم هنوزم عکس سیسمونی تونذاشتم ولی الان میخوام عکس کالسکه اقاارادموبذارمممممم مامانی عاشقتممممممممممم دلم میخواداون تن گرمتوهرچی زودترتواغوشم بگیرمممممممممم الهی ماما ن دورت بگردممم       ...
1 خرداد 1392

انتظارشیرین

سلاممم پسرک قشنگ مامان میدونی چقدرمامان وبابایی داریم لحطه شماری میکنیم واسه اومدنت این روزا همش داری خودتوتوشکم مامانی قلمبه میکنی تا بهت دست میزنم زودفرارمیکنی اززیزدستم ازبس که شیطونی مامانی این روزا خیلی زودخسته میشم خیلی مراقب خودت باش بووووووووووووس   ...
28 ارديبهشت 1392

لباسای ارادجوووووونم

سلاممم ارادی مامان خوبی عزیزممممممم قربونت برم ماشالله تکونات خیلی زیادشده فدات بشم که جات اون تو تنگه وهی خودتو قلمبه میکنی یکم دیگه تحمل کن پسرم تا بیایی پیش مامان وبابا میخوام عکس یه سری از لباساتو تووبلاگت بذارم جیگرمامان الان 35هفته و1روزته اینم یه سری از لباسات           اینارو مامان خودم بافتم   ...
23 ارديبهشت 1392

35هفتگی گل پسرمون

سلاممممم گل پسرم خوبی؟؟ مامانی الان 34 هفته و2روزت شده وحسابی داری تو شکم مامانی وول میخوری امروز نوبت دکترداشتم خداروشکرکه همه چی خوب بودوقلب یکی یه دونه ی منم عین گنجشک داشت میزد واااااااااااای الهی که فدات بشم هروقت صدای قلبتو میشنوم از خوشحالی بغض میکنم دکترگفت رشدت ماشالله خوب بوده پس یه قولی به مامانی بده که خوب تغذیه کنی تاریخ دنیا اومدن شما هم اگه خدا بخوادفعلا 13خرداده بابایی هرروزداره روزشماری میکنه تا بیایی بوووووووووووووووس ...
20 ارديبهشت 1392

تولدبابایی

سلام پسر قشنگم حتما توهم میدونی که امروز تولدبابایی هستش وواسه همینم هست که کلی ورجه ورجه داری میکنی فکرکنم داری قرمیدی تو شکم مامانی پسرم امروز یکم بامامان راه بیامیدونم خستت میکنم اما قربونت برم تولد باباجونته راستی امروز هم سونو داشتم وبابابابی رفتیم تاعزیزدلمونو ببینیم  مامان قربونت برم که ماشالله بزرگ شدی وای من وبابا دل تو دلمون نبود همش داشتی دست وپاهاتوتکون میدادی الهی فدات بشم خداروشکرهمه چی خوب بود 30 هفته و1 روزت بود ووزنتم 1600بود مامانی خوب تغذیه کن که رشدت خوب باشه بووووووووووووس واسه شامم زرشک پلوبا مرغ درست میکنم با ژله وکیک ومخلفاتش   ...
20 فروردين 1392

هفته 30

اررررررررررادم عشقممممم الان که دارم برات مینویسم پرازلذتم اخه داری سکسکه میکنی عزیزم ومن اینو قشنگ حس میکنم این روزا ضربه هات محکمترشده مامانی هرسری که حرکاتتو ازروشکمم میبینم کلی دلم غش میره و نازت میکنم پسرکم این روزا خیلی شیرینه چون حضورتوروبه وضوح توی وجودم حس میکنم توبزرگترین شانس زندگیمونی ...
18 فروردين 1392