اراداراد، تا این لحظه: 13 سال و 4 ماه و 9 روز سن داره

یکی یه دونه مامان وبابا

شیطونی عزیزدل مامان وبابا

سلامممم خوشگل مامان خوبی . ا لان چندروزکه شیطونی هات توشکم مامانی شروع شده ومامان وباباهم کلی ذوق میکنن باشیطونی هات الهی مامان فدات بشم که همش داری مامانیو لگدمیزنی   کی میشه اخه مامان صورت ماهتو ببوسم.هروقت داری لگدمیزنی باباجون همش دستشو میذاره روشکمم وکلی قربون صدقت میره . بابایی همش میگه یعنی دختره  یا پسر ؟؟؟ بووووووووووووووووووووووووووس واسه فندوقمون ...
7 اسفند 1391

17 هفتگی فندوقمون

سلام عزیزدل مامانی خوبی قربون دست وپای فندوقیت برم.........من وبابایی داریم لحظه شماری میکنیم تاببینیم شمافندوق ما پسملی  هستی یادخملی . البته اینوبگم مامانی شماچه دخترباشی چه پسرهیچ فرقی به حال من وبابایی نداره وواسمون عزیزی ایشالله که سالم باشی . فندوق کوچولودلم فرداقراره مامانی برم دکترتاواسم سونو تعیین جنسیت بنویسه من وبابایی بی صبرانه منتظراون لحظه ایم . مامانی عاشقتم بدوووووووونتو میمیرم. ...
6 اسفند 1391

دردودل

سلام مامانی خوبی میدونم که خیلی وقته چیزی ننوشتم مامان وببخش    قربون دست وپاهای فندوقیت بره مامان قرارشده اهفته دیگه مامان برم سونو تا ببینم این فندوق مامان وباباپسری هستش یادخملی ایشالله که هرچی هستی صحیح وسال باشی بابایی از الان همش میگه منم روز سونومیخوام باهات بیام یا فندوق جونمونوواسه اولین بار ببینم بووووووووووووووووووووووس از طرف مامان وبابا ...
2 اسفند 1391

شعری زیباااااااااااااااا

عاقبت یک ازشبهای بهار....................کودک من پابه دنیامی نهد ان زمان برمن خدای مهربان...................نام شورانگیزمادرمی نهد بینمش روزی که طفلم همچوگل.......درمیان بسترش خوابیده است بوی اوچون عطرپیچ یاسها.............درمشام جان من پیچیده است پیکرش رتمی فشارم دربرم.......گویمش چشمان خودرابازکن همچوعشق پاک من جا ویدباش.........درکنارم زندگی  اغازکن ...
22 شهريور 1391

همه چی روبه خداسپردم

سلام.......... امروز با بابایی رفتیم تهران واسه دکترکلی نگران بودیم دل تو دلم نبود همش نگران بودم که دکترمارونا امیدنفرسته خونه وقتی منتظربودم تا نوبتمون بشه 1000تافکرخوب وبد اومدتوسرم بالاخره نوبتمون شدورفتیم تو.............. بعدکه شرایط وبه دکترگفتمو جواب ازمایشای بابایی روهم نشون دادم گفت که بابایی    از نظرش هیچ مشکلی نداره انگارتمام دنیاروبه من دادن  خدایاخودت الرحمن الراحمینی شکرررررررررررررررررررررررررررررت ...
19 شهريور 1391

خدایانگرانم

سلام مامانی خوبی پس کی این انتظارتموم میشه ومیایی پیش مامان وبابا...... امروز قراره بابایی که اومد غروب بریم کرج اخه مامانی واسه فردا پیش یه دکترخوب نوبت داریم تا ببینیم چی میشه مامانی از ته دل دارم دعا میکنمکه مشکلی پیش نیاد وهمه چی خوب باشه یادت نره مامان وبابا روانقدر منتظرنذار                 ...
18 شهريور 1391